تبليغاتX
پاینده ایران

آيا حمله به ايران در دستور کار است؟

تحليل ميدل ايست آن لاين - دوشنبه 26 شهریور 1386 [2007.09.17]

امانوئل والرشتاين

روز - ايران بار ديگر به راس خبر ها بازگشت. تقريبا هر روز شاهد محکوم شدن ايران توسط مقامات رسمي آمريکا هستيم که اين موضوع يکي از نشانه هاي نزديک شدن زمان حمله به ايران است. ما هر روز درباره آمادگي نيروي دريايي و هوايي آمريکا براي حمله، مطالبي مي خوانيم. آيا اين اتفاق خواهد افتاد؟ و آيا اين اقدام عقلاني است؟

عقلاني بودن حمله به ايران بستگي به عوامل زيادي دارد. پس يهتر است ابتدا عواملي را تحليل کنيم که چنين پيشنهادي را مطرح کرده اند و همچنين کساني که در داخل دولت آمريکا با اين پيشنهاد مخالفند. بعد به عواقب احتمالي حمله قريب الوقوع بپردازيم. به نظر مي رسد که دو گروه عمده در جهان طرفدار حمله آمريکا به ايران هستند: ديک چني و دوستانش و دولت اسرائيل و دوستانش.

اسرائيلي ها هرگز اين مسئله را که ايران به سرعت در حال دستيابي به سلاح اتمي است و اين موضوع خطري بزرگ براي اسرائيل است را کتمان نکرده اند. آنها اميدوارند که کسي به تاسيسات اتمي ايران حمله کند. آنها ترجيح مي دهند که اين کار را آمريکا انجام بدهد تا خودشان، چون اين اقدام ضرر کمتري را متوجه سياست هاي اسرائيل مي کند. اما در عين حال اسرائيل تهديد کرده است که اگر آمريکا بزودي به ايران حمله نکند، خودشان دست به اين کار خواهند زد. از نظر اسرائيل اين اقدام مي تواند مانند حمله به تاسيسات اوزيراک عراق در سال 1981، موفقيت آميز باشد. اين هدف آنقدر براي اسرائيل مهم بود که طبق گزارش هايي که اخيرا منتشر شد، اسرائيلي ها در سال 2003-2002، آمريکا را تشويق مي کردند که قبل از حمله به عراق، به ايران حمله کند.

احتمالا هدف چني با اسرائيل متفاوت است. او و دوستانش معتقدند که حمله به ايران کمتر از حمله اسرائيل به عراق در سال 1981، موفقيت آميز خواهد بود.چني احتمالا انتظار دارد که حمله به ايران دورنماي جديدي روبروي جمهوري خواهان در سال 2009 قرار مي دهد، اين اقدام مي تواند نظامي شدن آمريکا را در داخل کشور جلو بياندازد، رئيس جمهور را قوي تر کنند و آزادي هاي مدني را تضعيف کند. اگر هدف ها همين باشد، مزيت هاي محدود حمله به ايران باعث مي شود که اين اهداف نامربوط تلقي شوند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/06/26ساعت 17:51  توسط بابک  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

طنز چهارخونه نمونه ای دیگرازعملکرد ویرانگر رژیم

 

معمولا طنز از جمله بهترین روشهای بیان مطلب توسط یک رسانه است. این نوع برنامه که اغلب دارای موضوعات مهم و مورد علاقه مردم می باشد پیام اصلی خود را در قالب نمایشهای خنده دار ارایه می کند. عملکرد رسانه ج.ا. نیز از این قاعده مستثنی نیست. هر از گاهی برنامه هایی در قالب طنز را از رسانه ملی شاهد هستیم . والبته این برنامه ها هم از جهات گوناگون قابل نقد و بررسی بوده اند. گاهی نکات منفی آنها بیشتر بوده و گاهی نکات مثبتشان بیشتر خودنمایی می کرده است.

مجموعه طنزی را اخیرا از شبکه سوم سیما شاهدیم که به نظر می رسد انتقاداتی مهم بر آن وارد است. به دلیل اهمیت کار رسانه در زمینه تولید و پخش برنامه های طنز و به دلیل سختی نسبی در کار تولید آن تولیدکنندگان و نویسندگان و بقیه عوامل مرتبط آگاهی و تسلط کاملی را نیاز دارند که محصول کار به تولید یک نمایش صرفا خنده دار و سرگرم کننده و یا بدتر از آن به لودگی و مسخرگی نیانجامد. متاسفانه دست اندرکاران تولید چنین مجموعه هایی در رسانه ج.ا. به ندرت موفقیت قابل توجهی داشته اند. یا نتوانسته اند پیام درستی ارایه دهند یا کارشان اصلا فاقد هر گونه پیامی بوده است و یا به لودگی منجر شده است.

مجموعه چهار خونه که ظاهرا دارای پیام اجتماعی است به نظر می رسد لودگیها و ضد ارزشهای بیشتری را به نمایش می گذارد . بازیگری که نقش یک کارگر افغانی را ایفا می کند ظاهرا محور و سوژه اصلی خنده و مضحکه برنامه قرار گرفته است. عوامل تولید هنوز معلوم نکرده اند که آیا رفتار و گفتار و لهجه ایشان سوژه خنده است یا مسایل دیگری از جمله حقه بازیها و تنبلی و معضلات دیگر بازیگران به عنوان نمونه ای از معضلات اجتماعی.

اما به هر حال چیزی که بیشتر در این مجموعه برجسته شده مضحکه قرار گرفتن شخصیت  جایگاه و حتی لهجه بازیگر نقش افغانی است. ج.ا. خیلی خوب می داند که افغانستان تا همین جند دهه گذشته مانند بسیاری دیگر از مناطق جدا شده بخشی از ایران بوده و دارای نژاد ایرانی هستند و زبانشان هم با زبان فارسی ریشه مشترک دارند. تا آنجا که بعضا واژه هایی به مراتب دست نخورده تر از ما ایرانیان به کار می برند. ج.ا. خوب می داند که مخصوصا شمال افغانستا ن  تاجیکستان و یا حتی بخشی از ازبکستان به زبان فارسی صحبت می کنند . نه تنها خود را جدای از این فرهنگ نمی دانند بلکه بخشی اصیلتر و نزدیکتر به فرهنگ و زبان مادری مان می پندارند.نسبتی که بخشهای جدا شده از این مرز و بوم به ایران فعلی دارند همانند استانهای مختلف کشورند با فرهنگ و آداب و رسوم خود . با توجه به همریشه بودن فرهنگ و زبان این مملکت و بخشهای جدا شده از آن و آداب و رسوم احیانا مشترکی که دارند و نیز پیوندهای محکم و کهنه ای که در بافت فرهنگی آنها وجود دارد هر گونه برخورد با این فرهنگها در واقع برخوردی است با فرهنگ موجود خودمان. هر تحقیری و یا هر تکریمی قطعا نمایشی است از وجهه فرهنگی خودمان.

اگر رفتارهای سرکوبگرانه سردمداران حکومتی را در زمینه های گوناگون فرهنگی اجتماعی و غیره را کنار بگذاریم و اگر بدانیم که ج.ا. به چیزی جز تحکیم قدرت و سرکوب هر چه که مانع می پندارد نمی اندیشد تا در پی آن به چپاول و ویرانی بیشترش همت گمارد این وظیفه ملت و افراد آگاه در زمینه های گوناگون است که به نکات مهم فرهنگی و اجتماعی دقت بیشتری داشته و از ویرانی و انزوای بیشتر این ملت و مملکت جلوگیری کنند. به نظر می رسد  تولید این طنز چیزی جز خنده های حاصل از مسخرگی و لودگی دست آورد دیگری نداشته باشد جز اینکه دوستان و اقوام دیگری را که تا هزاران سال با ما اشتراک فرهنگی و نژادی دارند نسبت به خود دشمن و بد بین کنیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/06/01ساعت 13:56  توسط بابک  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin